سیّد
خون فروش
بفرمان
ِ دروغگو سیّدی پیر
زدند
برقلب ِ مَعصوم دختری
تیر
به
خاک و خون کشیدند آن ُگل ِ سُرخ
ز
خونخواری نگردد این رژیم سیر
*
نگر
که رهبرشان چون وحوش است
درنده
خوی و خونریز، خون فروش است
برای
حفظ ِ قدرت، می کُشد او
دل
ِ ایران پرستان، پُر خروش است
*
((
ندا
))
قاتل
نبود تا که کُشندش
به
خاک و خون، روی اسفالت کِشندش
یکی
آزاده دختی بود وطن دوست
سِزایش
گور نبود کآنجا بَرَندش
*
بدان!
آدم
نی اند اینان دَدان اند
نه
از پاکان یقین دان کز بَدان اند
وگرنه
چون به قلب ِ تو زدند تیر
که
از قتلت ((
ندا
))
نالان
جهان اند
*
نمردی
و نمیری تو ((
ندا
))
جان
توئی
((
جاوید
زنده
))،
مِهر
ِ تابان
فروزان
مشعلی در دست ِ
تاریخ
بیاد
تو ((
کفائی
))،
َخلق ِ ایران.
مجید
کفائی
اول
تیر ماه
2568